http://www.kordha.ir/?p=2104&tp=FA

 

عرفان قانعی فرد – پس از مرگ حافظ اسد در سال ۲۰۰۰ و روی کار آمدن پسرش بشار، دوره ای مدعی اصلاحات سیاسی که حکومت بهار دمشق نامید، آغاز شد؛ روشنفکران و نهادهای مستقل حقوق بشر فعال شدند و سال بعد صدها زندانی سیاسی آزاد شدند و امید به یک سیستم آزاد سیاسی و باز (که دموکراسی را برقرار کند و کشور را به جلو سوق دهد) پدیدار شد. هرچند در مارس ۲۰۰۳ بشار گفت که منظورش از اصلاحات از روز اول کنترل قدرت بوده و فعالیتهای مدنی را هم مضر شمرد. اما آیا چنین شد؟

در دهم اوت ۲۰۰۳ بود که خلیل مصطفی، فعال سیاسی کرد زیر شکنجه مرد. در دوازدهم مارس ۲۰۰۴ در قامشلی، در بازی دو تیم فوتبال خوجه و دیز، نزاع بین تماشاچیان و دخالت نیرویهای نظامی و امنیتی و تیراندازی آنان موجب کشته شدن هفت کرد شد. به دنبال آن، درگیری اعراب قبیله ای با کردها در شهر قامشلی آغاز شد. اعراب قبیله‌ ای ضد رهبران کرد عراقی شعار سر دادند و تصاویری از صدام را در دست گرفتند. منابع رسمی سوریه تعداد کشته شدگان این حوادث را ۲۵ نفر اعلام کردند اما منابع کرد گقتند که در این حوادث ده ها کرد کشته شدند.

روز بعد مجالس سوگواری برگزار شد و هزارها کرد شرکت کردند. مردم پرچم کردستان و عکس رهبران تاریخ معاصر کرد را بلند کردند و پلیس دوباره تیراندازی کرد و افراد زیاد کشته شدند و حتی زخمیها هم از بیمارستان قامیشلی به اداره امنیت برده شدند و پلیس صدها کرد را دستگیر و شکنجه کرد. همزمان در دمشق، دانشجویان کرد راهپیمایی کردند که با دخالت پلیس، ۶۵۰ دانشجو دستگیر شدند و شاید حدود سی نفر کشته شدند. حتی عبدالرزاق سالم، خبرنگار تلویزیون العربیه که تظاهرات کردهای قامشلی را گزارش کرده بود دستگیر شد. خبرگزاری فرانسه از قامشلی گزارش داد که یازده حزب کرد سوریه در بیانیه ‌ای با اشاره به حوادث قومی اخیر این منطقه، نوروز را روز عزای فرزندان کرد اعلام کرده و به احترام کردهایی که در حوادث اخیر قومی در سوریه کشته شده ‌اند، از برگزاری جشنهای عید نوروز خودداری میکنند

البته برخی از کارشناسان امنیتی معتقدند که ترکیه با کمک مسعود بارزانی و اداره امنیت حزب خود ( پاراستن ) پژاک ( شاخه ایرانی پ ک ک ) را علیه ایران تحریک کرد تا با استفاده از این کارت خود را به ایران نزدیک کند. ( مانند وقایع زمستان ۱۳۸۹ که تظاهرات مردم اقلیم علیه دیکتاتوری بارزانی و قتل و عام تظاهر کنندگان در ۱۷ فوریه ۲۰۱۱ توسط وی ، ناگهان بارزانی در ایتالیا اول انگشت اتهام به سوی ایران دراز کرد که فتنه را سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران برپا کرده ، البته نوشیروان مصطفی امین ان اتهام بارزانی را بی شرمانه توصیف کرد. مدتی بعد در نوروز ۱۳۹۰ نچیروان بارزانی به همراه جلال طالبانی، بدون داشتن دعوت رسمی از مقامات ایرانی، به تهران آمد!).

در ان ایام که حملات پژاک به نقاط مرزی و تخلف عرضی، روز ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ تلویزیون TRT ترکیه و برخی از روزنامه های ترکیه ( مانند زمان) نوشتند که مراد کارایلان توسط سپاه پاسداران ایران دستگیر شده و چند لحظه بعد هم علاالدین بروجردی ( رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی) خبر دستگیری وی را در رسانه های داخلی ایران تائید کرد اما در غروب ان روز، علی اکبر صالحی ( وزیر خارجه) تکذیب کرد… و از ۸ شب به بعد نیز به طور ۲۴ ساعته رسانه های وابسته به پ ک ک موضوع را تکذیب کردند و حتی کارایلان برای انحراف افکار عمومی مردم عامی هم خود را اسطوره ای افسانه ای و غیر قابل دسترس نامید که بر کوهساران پرواز می کند و باکی از جهان نیست !. اما یکی از کارشناسان CIA معتقد است که ” ترکیه قدرت و نفوذ سپاه ایران در میان افراد بومی در منطقه قندیل را ندارد و بدون شک سپاه پاسداران ایران، وی را دستگیر کرده و با وی به توافق رسیده و اکنون وی تغییر جهت خواهد داد ! “.

به هر حال پژاک پس از سفر مسعود بارزانی به تهران ( اوایل آبان ۱۳۹۰ ) و وعده های مکررش به مقامات امنیتی و نظامی و عقد قراداد بین ایران و پ ک ک ، عملا تعطیل شده و افسانه سرائی های رسانه ای و تبلیغاتی اش هم ظاهرا پایان یافته.

و امروزه پ ک ک، صراحتا حامی سوریه و تائید کننده حکومت بشار اسد است و حتی اعلام کرده در صورت حمله ترکیه ما از خاک و وطن خود دفاع می کنیم! و البته حکومت سوریه هم پس از نیم قرن به صدها هزار کرد که فاقد حق شهروندی بودند و حتی هویت شان را به رسمیت نشناخته، شناسنامه داده و با حزب اتحادیه دموکراتیک کردستان (شاخه سوری پ ک ک) که خود را مهمترین تشکل سیاسی کرد در کشور می داند توافق کرده که کنترل کردستان سوریه در اختیار آنها باشد.

عصمت شریف وانلی

ترکیه نگران شد که مبادا از این امر و کارت پ ک ک و کردها علیه آن کشور استفاده شود و در رسانه هایش هر روزه مدعی است که ایران هم در این راستا با سوریه همگام شده. در برخی از رسانه ها هم، حساسیت ها برانگیحته شد و این تصور پدید آمد که شاید پس از سقوط بشار اسد، اقلیم کردستان دوم پدید آید. هرچند حمید درویش، دبیر حزب ترقی خواه کرد سوریه گفت: “در سوریه ما به چیزی مشابه اقلیم کردستان عراق دست نمی یابیم، زیرا کردهای عراق شرایط متفاوتی دارند. ما خواستار حقوق ملی در قانون اساسی با موافقت برادران عرب در سوریه ایم و حق تعیین سرنوشت مشروط به حفظ یکپارچگی سوریه است”.

شاید سیاست بشار اسد در عقب نشینی واحدهای نظامی سوریه از مناطق کردنشین در شرق و شمال کشور و سپردن کنترل ان مناطق به کردها ، تاکتیکی بود که ترکیه را بترساند تا از کارت کردی علیه سوریه استفاده نکند، زیرا با اینکه نقطه ضعف و خط قرمز دولت ترکیه، مسئله کردهاست اما در جامعه ناهمگون سوریه، کردها چالش هویتی دارند و استفاده ابزاری از کردهاست که داغ بر داغ می افزاید. چه بسا بازی خطرناک بشار با کارت کردها، فاجعه ای پدید آورد.

فروپاشی نظام سوریه در منطقه تغییراتی پدید خواهد آورد و ایران هم که برای به پذیرایی از مخالفان سوریه اعلام آمادگی کرده است در واقع می داند که حکومت دمشق سقوط خواهد کرد. یکی از مسئولان بلندپایه نظامی در زمستان ۱۳۹۰ به من گفت که دیگر سوریه و بشار، خداحافظ! و بعدها محسن رضائی در نگاهی مشابه گله کرد که چرا ایران و کشورهای دوست منطقه از سوریه نخواستند مردمسالاری را در این کشور پیاده کند.

امروزه سوریه نا آرام است، عربهای سوریه علیه حکومت تظاهرات می کنند و خواستار حقوق خودند اما کردها از روزگاران پیش چنین خواسته ای داشتند و کسی هم نشنید و در این هیاهوی تحولات جاری است که کردها در شهرهایی مانند قامیشلی و عفرین و حسکه، طعم آزادی پوشش و لباس کردی و تکلم به زبان مادری را می چشند. کردها شوراهای شهر و روستا و سازمانهای غیردولتی زیادی تأسیس کرده اند که تعداد شوراهای شهر و روستا به ۳۶۵ شهرداری و دهیاری می رسد و زن و مرد، آزادانه به فعالیت سیاسی می پردازند . مثلاً در داخل شهر عفرین کردها فارغ از جنگ و دعوای بشار اسد و مخالفان، سرگرم آموزش زبان مادری خود به زن و کودک و پیر و جوانند، چیزی که سالها از آن محروم بوده اند. علاوه بر آموزش خواندن و نوشتن به زبان کردی، کردهای این منطقه در کلاسهای تاریخ، شعر و موسیقی که به صورت رایگان دایر شده شرکت می کنند و از شاعر مشهور کرد سوریه، احمد خانی ( خالق مه م وزین) تجلیل می کنند.

در کردستان سوریه، امروزه وضعیت خودگردانی پدید آمده اما برخی معتقدند که کردها قدم در راه تشکیل دولت مستقل کردستان سوریه برداشته اند اما کردهای سوریه دچار وسوسه تجزیه ‌طلبی یا جدایی طلبی و خواستار استقلال نیستند و تنها خواهان دموکراسی و شناسائی حقوق خود در چهارچوب سوریه ای دموکراتیکند و اشتباه محاسبه ای کردهای ایران و هیجانهای بی سبب و علت کردهای شان در دوران پس از انقلاب ۱۹۷۹ را به یاد دارند که اول می بایست در راه به رسمیت شناخته شدن هویت خودشان گام بر می داشتند نه ابزار دست حزب بعث عراق شدن.

هرچند در سوریه هم به طور مشابه، گروهی تندرو بحث ملت کرد و همه پرسی و حق تعیین سرنوشت و استقلال و … را مطرح می کند که شاید موجب ایجاد حساسیت و هراس عربها در آینده سوریه شود. بسیاری از اپوزیسیون سوریه با نگاه کرد – هراسی به جنبش سیاسی کردهای سوریه می نگرند و مثلاً شورای ملی سوریه از طرفی دم از آشتی ملی می زند و از طرف دیگر به کردها وعده خودمختاری می دهد، شورائی که در ابتدا کردها جزو فراموش شدگان نشستهایش بودند و کردها هم به آن شورا، با نگاهی پر تردید و خالی از اعتماد نگریستند.

از طرفی روزنامه الاتحاد نوشت که نیروهای مسلح اتحادیه دمکراتیک کرد (طرفدار پ ک ک) در جاده های منتهی به عفرین در کردستان سوریه با برافراشتن پرچم کردها و ایجاد پستهای ایست و بازرسی آرامش نسبی حکمفرما کرده است. افراد مسلح این پستهای ایست و بازرسی لباسهای زردرنگی بر تن دارند که تصویر عبدالله اوجالان بر آن نقش بسته است و در و دیوارهای شهر را با تصاویر اوجالان پوشانده اند. این نیروهای کرد نه کاری به تصاویر و عکسهای بشار اسد دارند و نه کاری به مخالفان بشار اسد. همچنان عکس های بشار بر سر در ساختمانها و درون اتاقها آویزان است، بی آنکه کسی برای شکستن یا انداختن این عکسها و نشانهای دولت سوریه اقدام کند.

شاید به همین خاطر است که عبدالحمید درویش، دبیرکل حزب دموکرات پیشرو کردستان سوریه، ورود نیروهای موسوم به آزادیبخش به کردستان سوریه را موجب ایجاد فتنه و آتش جنگ می نامند. البته مسعود بارزانی هم که از نصب پرچم پ ک ک وحشت داشت، در اربیل کنفرانس حمایت از کردهای سوریه را برگزار کرد، تصمیم به تشکیل شورای عالی کردهای سوریه گرفت و در نوار مرزی به دیدار آوارگان کرد سوری شتافت. گرچه او گفت که خواستار دخالت در امور کردهای سوریه نیست و فقط می خواهد به آنها در هر تصمیمی که اتخاذ می کند اما در خبرهای محرمانه منتشر شد که با دستور بارزانی در اردوگاه جنوب شهر اربیل، آموزشهای نظامی توسط نیروهای پیشمرگه به سیصد نفر از کردهای سوریه در حال انجام گرفتن است.

هرچند مقام های نظامی – امنیتی جمهوری اسلامی از جلال طالبانی و بارزانی خواستند که از کردهای سوریه بخواهند که علیه سوریه اقدامی انجام ندهند و در ابتدا هم طالبانی لبیک گفت، اما بعدها بارزانی خط خود را جدا کرد. قطعاً نزدیک شدن مسعود بارزانی به ترکیه و دور شدن تدریجی اش از ایران، او را به این مسیر انداخت که مقابل پ ک ک ایستادگی کند و حتی نیروهایی را هم برای تخریب و ترور از مرز موصل راهی سوریه کرد. همچنان که در روزهای اخیر این خبر منتشر شده که بارزانی ۱ میلیون دلار به جنگجوهای سوریه کمک مالی کرده است.گرچه پدرش مصطفی در نواری ویدئویی به تاریخ ۱۱ مارس ۱۹۷۰ می گوید: “ما هرگز خواهان کردستان مستقل نبوده ایم” اما اوجالان، مسعود را به داشتن توهم شاهنشاهی کردستان متهم می کرد. اما امروزه آیا مسعود بارزانی سیاستش در سوریه با شکست روبرو شده ؟

البته لازم به ذکر است که آقای طالبانی امروزه موافق اوجالان نشده و اصولا هم باوری با تفکر و عقیده و شخصیت اوجالان ندارد اما امروزه به خاطر بازی سیاست، این چرخش و دوران را دارد و حزب وی حمایت خود را از اوجالان آغازیده است. مسعود بارزانی هم به ترکیه وعده داده است که هرگز اقلیم کردستان ۲ در سوریه تاسیس نخواهد شد و این نکته، امری مسبوق به سابق است زیرا تمایلی ندارد که رقیبی برای وی پدید آید. همانگونه که پدرش در ۱۳۲۴ به دستور انگلستان راهی مهاباد شد تا بساط روس ها و قاضی محمد را بهم بزند و کسی در عرصه سیاسی کردستان جز خود و خانواده اش باقی نماند)

به طور مشهود، در تابستان امسال، ادبیات سیاسی روزنامه های ایرانی خطاب به پ ک ک تغییر مشهود یافت و به جای عادت مرسوم “تروریستها” از واژه “مبارزان و جنگجویان” استفاده شده است. اما یکی کارشناسان سیا بر این باوراست که در جنگ داخلی سوریه، دعوا بر سر منافع دو کشور ایران و ترکیه است و از دور هم عراق در موضوع منتفع است. آیا تقویت پ ک ک نیز اقدام مناسب استراتژیکی محسوب می شود که دوباره ایران از آن سود می جوید؟ و البته کارشناسان میت ترکیه هم بر این عقیده هستند که ایران در تحریک کردهای ترکیه را در حمایت فعلی از اوجالان بر عهده دارند. که تاکنون ایران ان را تکذیب نکرده است.

از طرف دیگر استفاده از عشایر مرزنشین کردستان ترکیه مانند شمزینیها و مسلح کردن آنان توسط ترکیه و تحریک علیه پ ک ک می تواند مفید فایده واقع شود؟ آیا تحریک بارزانی علیه اوجالان، ثمره ای برای کردهای منطقه در پی خواهد داشت؟ .. امروزه هم کردستان ترکیه ناآرام است و زندانیان سیاسی کرد هم اعتصاب غذا کرده اند. به قول یاشار کمال نویسنده مشهور، امروزه پدران و فرزندانی که اعتصاب غذا کرده اند خود بخشی از ان مبارزه و دمکراسی خواهی است. نگاه کردن انسانی در حال مرگ به خاطر اعتصاب غذا، بزرگ ترین تراژدی است که از انسان و انسانیت به دور است که یک انسان برای به دست اوردن دمکراسی و حق بشری خود بمیرد انهم مرگی به خاطر سیاست غیر انسانی و دیکتاتور منشانه ترکیه که شادروان عصمت شریف وانلی آن را احمقانه می نامید و حکام ضد کرد را خشک مغز توصیف می کرد

هرچند یکی از مقام های شورای عالی امنیت ملی ایران معتقد است که “بشار اسد حتی رسانه ها را نمی بیند و توجهی به رسانه ها ندارد و تنها به ماندن بر سر اریکه قدرت فکر می کند زیرا کنار رفتن وی ، تخریب و نابودی کشور سوریه و خلا قدرت را به دنبال خواهد داشت زیرا وی با یک جنگ داخلی روبروست و تنها فروپاشی وی با حضور نیروی خارجی احتمال دارد هرچند CIA هم در مواضع اولیه خود چندان راسخ نیست “؛ اما آیا این سخن مقام امنیتی کشور، بیشتر از تفکر مقامات CIA به حقیقت نزدیک تر است ؟ … آیا انچه رسانه های جهان از سوریه نشان می دهد، جز ویرانه، چیزی دیگر بر جای مانده است؟ من پس از سفرهایم به مناطق کردنشین سوریه بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱ و با مطالعه در مورد این مناطق به این نتیجه رسیده ام که ضرورت و اولویت اصلی، شناخته شدن رسمی هویت کردی در سوریه است نه شکلگیری اقلیم کردستان دیگری مانند آنچه در کردستان عراق است که تنها زمینه حضور “شاهنشاهی” بارزانی را فراهم می آورد و کمترین منفعتی برای آینده کردستان عراق ندارد و با وضعیتی متزلزل و بدون ثبات روبروست و تنها خانواده بارزانی به تجارت کرد و کردستان مشغولند. (برای ایشان و حزب ایشان، با احتکار ثروت و قبضه قدرت در چنگال خود و خانواده، کرد و کردستان تنها و تنها یک شرکت بازرگانی چند میلیون رعیتی است که خود و خانواده اش از ان منتفع هستند و در جهت منافع و مطامع خود هم حاضر است کل کرد و کردستان را فدا کند. بارزانی صرفا در داخل کردستان و رسانه های کردی زبان ، دم از حکومت مستقل کردی می زند و تنها یک کارت برای تحریک افکار عمومی بخش عامی مردم کردستان است. اما در سفرهایش به اکثر کشورها صرفا از نفت، سخن می راند و لاغیر.و با وجود بارزانی، آینده تاریکی در پیش روی کردستان خواهد بود.)

آیا مردمان کرد سوریه نقش مخرب پ ک ک و اوجالان را فراموش کرده اند که امروزه هم گروهی وابسته به اوجالان اختیار آنان را در دست بگیرد؟ به هر حال آینده کردستان سوریه بدون اجازه دخالت به مسعود بارزانی و عبدالله اوجالان می تواند روزنه هایی از امید در دل بپروراند. البته در سال ۱۹۶۰، عیسی پژمان مسئول امور کردها در ساواک خطاب به تیمسار حسن پاکروان رئیس وقت ساواک نوشت: “تشکیل کردستان سوریه مستقل ممکن نیست؛ اصلا در هیچ کدام از چهار منطقه کردستان امکان ندارد چون آن قدر خرید و فروش و خودخواهی و خیانت و زد و بند با خارجی و اختلاف بین آنهاست که خودمختاری اش نه در سوریه در هیچکدام از کردستان های دیگر ممکن نبوده و نیست. امکان ندارد. سر کوچکترین موضوعی با هم توافق و تفاهم ندارند”.