گزارش اختصاصی کردها : جلسه نقد کتاب گفتگو با پرویز ثابتی در تهران
با سفر کوتاه مجید تفرشی و عرفان قانعی فرد به ایران، نشست بررسی کتاب «در دامگه حادثه»، خاطرات پرویز ثابتی، مدیر امنیت داخلی ساواک، در گفتوگو با عرفان قانعیفرد، روز ۲ شنبه ۲۵ اردیبهشت ، ساعت ۳ عصر در محل موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران برگزار شد. سخنران دیگر جلسه قرار بود که رسول جعفریان باشد که به علت مسافرت غیبت داشت.
نشست نقد کتاب در دامگه حادثه، با حضور استادان تاریخ، خبرنگاران، نمایندگانی از موسسات مطالعاتی و افرادی همچون عزتالله مطهری (از مخالفین حکومت پهلوی که ۱۵ سال را در زندانهای پهلوی گذراند) و مهدی طالقانی (فرزند مرحوم آیتالله طالقانی) برگزار شد. «در دامگه حادثه» خاطرات پرویز ثابتی مدیر امنیت داخلی ساواک در گفتوگو با عرفان قانعیفرد است که در امریکا شرکت کتاب لس انجلس در ۵۵۰۰ نسخه منتشر شده و انتشار آن در رسانهها بازتاب گستردهای داشته است.
در این نشست که عرفان قانعیفرد نیز در آن حضور داشت، سخنرانان و حاضران که اکثر از چهره های محقق تاریخ بودند، بی رحمانه به نقد سخنان پرویز ثابتی و نقد روش عرفان قانعیفرد در گفتوگو با وی پرداختند.
عکس روی جلد در دامگه حادثه
در آغاز مرتضی رسولیپور کارشناس تاریخ شفاهی موسسه مطالعات تاریخ معاصر، یکی به میخ و یکی به نعل می زد و گفت همین که اعتماد ثابتی جلب شده و او راضی شده که پس از ۳۳ سال به حرف بیاید، اتفاق مهمی است که جای تبریک فراوان دارد، چراکه در روزهای نخستین پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حسن پاکروان، نعمتالله نصیری و ناصر مقدم اعدام شدند و از آن به بعد اطلاعاتی که ما از این دستگاه امنیتی داریم، عمدتا نگاه منتقدانه از بیرون و تاکید بر شکنجه و داغ و درفش بوده است. وی نقد بر سخنان ثابتی و کار عرفان قانعیفرد را تفکیک کرد و گفت که به اعتقاد ثابتی، نظام سیاسی پهلوی وقتی از مشروعیت افتاد، همه ابزارهای سرکوب را داشت، اما اراده لازم برای سرکوب کامل را نداشت و به اعتقاد او، وقوع انقلاب اسلامی ایران، امری اجتنابناپذیر نبوده است.
دکتر مجید تفرشی، پژوهشگر تاریخ و دانشآموخته دانشگاه لندن، نیز تاکید کرد که نفس فراهمکردن امکان مصاحبه با ثابتی بسیار مهم است. و باید از آقای قانعی فرد تشکر کرد. وی در نقد سخنان ثابتی گفت که او تلاش داشته است تا بگوید که حکومت پهلوی در همان یکی دو سال آخر، قابل نجات بوده است. به اعتقاد تفرشی، شاید این حرف درباره سالهای آغازین دهه ۵۰ حرفی قابل تامل بود، اما درباره سالهای آخر، نمیتواند پذیرفتنی باشد. تفرشی همچنین تاکید کرد که از دید ثابتی همه مخالفان یا مزدورند یا مریض جنسی و عیاش و نادان و … که جای نقد دارد.
وی همچنین به نقد کار عرفان قانعیفرد نیز پرداخت، و گفت که زحمات زیادی برای ان کتاب کشیده اما علیرغم گردآوری و ارجاع به منابع گوناگون و استفاده از آنها در پانویس و … جاهایی هم نیاز به پاورقی بوده، اما نیامده است.تفرشی هم چنین افزود که مصاحبهگر و مصاحبهشونده، هوشمندانه از مسأله انتساب ثابتی به یک خانواده بهایی گذشتهاند و از سوی دیگر در قسمت پایانی کتاب، انشایی از آقای ثابتی درباره دین و مذهب منتشر شده است که ربطی به اصل کتاب و قانعی فرد ندارد.به اعتقاد تفرشی، در کتاب، تهمتهایی از جانب ثابتی به برخی افراد زده شده است که پذیرفتنی نیست و در برخی موارد هم ثابتی به وضوح، اشتباه کرده است.
وی همچنین با بیان این که قانعیفرد نهایت سعی اش را کرده که در این کتاب، بیطرف باشد، اما در برخی موارد مثلا در مورد محمد مصدق یا نقش امریکا در تاسیس نهضت آزادی اعمال نظر کرده است گفت که در کتاب بیش از ۱۰ مورد هست که قانعیفرد محمد مصدق را مصدقالسلطنه نامیده که این نشانگر موضعگیری شخصی مولف است…. در واکنش به لبخند قانعی فرد گفت : ما خودمان این کاره ایم!
عرفان قانعیفرد، مولف کتاب نیز با بیان اینکه من مرده و مجسمه نیستم که اشتباه نکنم و سوارکار خوب تا از اسب پائین نیفتد، سواری نمی اموزد و بعد از لذتی که در نوشتن این کتاب و گفتوگو با فردی چون ثابتی برده است، سخن گفت و آخرش هم گفت : زحمتی می کشم از مردم نادان که مپرس!.
وی تصریح کرد که «جناب آقای ثابتی مقام نابغه و رده بالای یک دستگاه امنیتی بوده است و این انتظار عامیانه که بشود او را گول زد و خام کرد و از او حرف کشید، توقع و انتظار بیهودهای است و مجالست و کشتیگرفتن با او سر مسائل هم فکر کنم کار کمی نیست.» وی تاکید کرد که ثابتی را به زحمت و کم کم به حرف آورده و گفتوگو را مثل هنر مرصعکاری، قطعهقطعه و ریزریز شکل داده و کنار هم گذاشته
قانعیفرد همچنین تصریح کرد که اگر هم ۲۰۰۰ صفحه از خاطرات ثابتی نزد او هم باشد، اما از آنجایی که ثابتی خواسته تا زمانی که در قید حیات است این خاطرات منتشر نشود، بنابراین انتشار آنها را کاری اخلاقی نمیداند اما باید به نظر وی – هرچه هست – حرمت نهاد. قانعیفرد همچنین با طرح این پرسش که آیا بهتر بود این کتاب به همین شکل که الان فراهم شده است، منتشر شود یا اینکه اصلا چنین کتابی منتشر نمیشد، تاکید کرد که کتاب، آنچه را که در توان او بوده است، نشان میدهد و هر کسی که توانایی انجام بهتر این گفتوگو را دارد میتواند برود و این کار را انجام دهد و از آقای ثابتی سوال کند.
وی با خوشبینی و اعلام این که نشر علم به زودی با حذفیاتی چند صفحه ای شاید، کتاب را در ایران منتشر خواهد کرد افزود که در نسخه چاپ ایران، مقدمهای از خود وی نیز منتشر میشود و حدود ۶۰ صفحه بخش نمایه و اعلام و برخی اسناد دیدنی به کتاب اضافه خواهد شد.
در بخش بعدی موسی فقیه حقانی، مدیر موسسه مطالعات تاریخ معاصر نیز با اعلام اینکه از شنیدن خبر انتشار خاطرات ثابتی خوشحال شده، اما بعد از دیدن کتاب مایوس شده است، گفت: «متاسفانه مقدمه کتاب، موضعگیری دارد. اصولا خود کتاب، سیاسی است یعنی نسبت به مسائل روز هم موضعگیری کرده است و فقط درباره مسائل زمان ثابتی نیست».
وی همچنین افزود که ثابتی در کتاب میگوید که دو مسئولیت داشته است، یکی مبارزه با مخالفان که یا کمونیست یا تروریست بودهاند و دیگری مبارزه با فساد در نظام پهلوی که این را نمیگوید، «چون ممکن است مورد سوء استفاده جمهوری اسلامی قرار گیرد» و به این ترتیب ثابتی در همان آغاز کتاب انتشار بخشی مهمی از خاطراتش را احاله به زمان نامعلوم کرده است که نمی دانم در اختیار آقای قانعی فرد هست یا نه.
به اعتقاد حقانی، روش قانعیفرد نیز به هیچ وجه چالشی نبوده و ثابتی کل گفتوگو و کتاب را مدیریت کرده. وی محمدرضا و رضاشاه را خادم دانسته است و این خیلی ادعای بزرگی است و باید پرسید چرا آقای قانعیفرد، در اینجا پانویس نزده ؟ ثابتی بارها در کتاب به افراد و به مردم ایران توهین کرده و سوگیریهایی داشته و آقای قانعیفرد هم در پانویسها از منابعی چون آزموده نقلهایی میکند که توهینآمیز است و اینها برای آقای قانعیفرد به مثابه همان از اسبافتادن است. حقانی، قانعیفرد را عاشق احمد قوام و احمد کسروی دانست و گفت که او این موضعگیری را در کتاب دخالت داده است.
حقانی ضمن وارد کردن انتقادات جدی بر این کتاب، اظهارات ثابتی را در اکثر موارد مغرضانه و به دور از واقعیت و استنادات تاریخی قلمداد نمود. او همچنین قانعی فرد را به جهت همسویی با برخی از اظهارات ثابتی مورد انتقاد جدی قرار داد. حقانی، حکومت رضاخان و محمدرضا پهلوی را خائن و از عوامل بیگانه قلمداد کرد و هرگونه توطئه آمریکا و انگلستان جهت براندازی رژیم پهلوی را نادرست و به دور از واقعیت قلمداد نمود.
قانعیفرد همچنین در پاسخ به آقای حقانی که قانعی فرد را عاشق احمد قوام و احمد کسروی نامید، با تصریح اینکه من معتقدم کارنامه احمد قوام در تاریخ معاصر ایران، بسیار غنیتر از مصدق السلطنه است، به قوام احترام دارم و به تفکر کسروی نیز، به عنوان نمونهای از منش مصدق گفت که محمد مصدق هیچ مدرک ثبت شدهای در نظام علمی اروپا ندارد، اما همه جا «دکتر محمد مصدق» امضا میکرده و این خود اولین عوامفریبی است.
به گفته وی «مصدق السلطنه قبل از عزیمت از ایران روی نیمکت هیچ مدرسهای اعم از دبستان، دبیرستان و مدرسه سیاسی ننشسته و هیچ گونه کارنامه و گواهی ششم ابتدایی، دیپلم و لیسانس نداشته است. لذا به این فکر افتاده است که در صورت امکان راهی برای به دست آوردن مدرک دانشگاهی که مدتها در آرزوی آن بوده است پیدا نماید». همچنین قانعی فرد اظهار داشت که شاید از دید آقای ثابتی درباره شخص اول مملکت این گونه بوده که « حاکم متوهم که اهل مشورت نباشد و خود رای و خودمطلق بین باشد، سرنوشتی جز سقوط در ذلت ندارد!» و یا در این کتاب گفته «فعالان و یا اسما روشنفکرها، در برخی از تغییرات جوّ سیاسی، گروهی اهل ریا با استفاده از فرصت نو، چهره ارغوانی می کنند»، را نمیشود جدی گرفت. وی افزود که در کل معتقدم در این کتاب خواهیم یافت «دستگاه امنیت حکومتهای اهل انحطاط با استفاده از ابزار اعمال قدرت و خشونت و توهم مقدس، در برابر عقلانیت و اراده رشد جامعه، نمیتواند مقاومت کند و لاجرم تسلیم می شود» و اینجا داستان انقلاب را روایت کرده و این که در دستگاه امنیت، مخالفان را وابسته و مزدور نامیدهاند به من مربوط نیست و همچنین این که آقای ثابتی چه روایتی از شکنجه دارند به بنده ربطی ندارد. و از تقدس ساخته و پرداخته و موهوم افرادی مانند شاپور بختیار و مصدق السلطنه هم بیزارم.
در این جلسه ، متلک ها و شوخی های قانعی فرد، ملاحت خاصی به جلسه داد که موجب جلوگیری از تنش شد اما نمی شد که استهزا و ریشخند و مانند سیر و سرکه جوشیدن برخی افراد حاضر در جلسه را نادیده گرفت.
در پاسخ به موضع گیرهای افراد جلسه علیه قانعی فرد و پرویز ثابتی ، آقای حقانی گفت : به نظرم آقای قانعی فرد، ذوق زده شده ! و در این حال یکی از افراد موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی با متلک خطاب به قانعی فرد گفت : آقای ثابتی به جای یک آدم حزب اللهی، دوست داشت که با یکی با مثل خودش مصاحبه کند!
که قانعی فرد، در پاسخ حقانی گفت : « تو که گفته ای تامل نکنم جمال خوبان، بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمائی» و در پاسخ ان شخص هم با متلک گفت : راحت باش، بگو لابد موساد و سیا من را فرستاده !… مانند همان یکی که در روزنامه کیهان نوشته، قانعی فرد در سال ۱۳۳۰ در پادگان زنجان بوده و هزینه تریاکش را ساواک تامین می کرد و ۳ جانبه کار می کرد!
و سپس افرادی مانند (مولف کتاب وزیر خاکستری , بازشناسی نقش داریوش همایون در حاکمیت پهلوی دوم)صفاء الدین تبرائیان از موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران که نطق غرائی را علیه قانعی فرد خواند، که قانعی فرد هم در پاسخ گفت : حرفهای شما مرا یاد خاله ام می اندازد! که با خنده حاضران روبرو شد. برخی از افراد هم که می گفتتد گفت و گوی انجام گرفته با ثابتی را فاقد چالشهای لازم دانسته و براین باور بودند که، ثابتی به طورجدی به چالش کشیده نشده قانعی فرد هم گفت : به چالشکشیدن چنین آدمی اصلا کار اصلا سادهای است و من که با گرز و کتک نمیتوانم در خانه ایشان بروم!
در جلسه مشخص بود که بسیاری از افراد کتاب را نخوانده اند اما صرفا برای ابراز مخالفت با قانعی فرد و اسم پرویژ ثابتی سخنانی می گفتند که مجید تفرشی هم گفت : به نظرم برای برگزاری جلسه نقد و بررسی برای یک کتاب مهم و جنجالی نباید و نمی توان منتظر و معطل مجوز نظر آن در ایران ماند. البته همه ما دوست داریم که همه آثار مهم در ایران هم چاپ شوند، ولی اگر به هر دلیلی این امر محقق نشد نباید خودمان را معطل و گرفتار تصمیم ممیزی و سانسور کتاب و قوانین خشک کتاب در ایران کنیم. به خصوص آن که اثر در خارج از ایران منتشر شده و البته برخلاف میل مولف و ناشر، در اینترنت هم قابل دستیابی است.
و در اینجا هم رسولی گفت : از محتوای خاطرات بر می آید که ثابتی حافظه بسیار خوبی داشته؛ صریح و بی پرده حرف زده و نوعی پراگماتیزم و واقع گرایی بر اندیشه و رفتار او حاکم بوده است. افزون بر این نسبت به برخی افراد مغرضانه سخن گفته.
تفرشی هم در پاسخ اهانت یکی از افراد وابسته به موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی نسبت به تفرشی، گفت : انتشار اسناد ساواک توسط وزارت اطلاعات، گره فروبسته محققان را نمی گشاید و انتشار لوکس چند سند منتخب، اهمیتی ندارد و قانعی فرد هم با لبخند گفت : در یک میهمانی آقای آموزگار نخست وارد می شوند و داریوش همایون تاخیر دارد، سپس چند میهمان دیگر می پرسند آقای همایون کجاست، که آموزگار به شوخی می گوید رفته اندونزی کودتا کند، بعدها می بینیم که در این اسناد ۶۸ صفحه درباره نقش همایون در کودتای اندونزی آمده… در ضمن خنده حاضران، یکی از افراد می خواست به قانعی فرد واکنش نشان دهد که آقای تفرشی ضمن تائید، گفت که همایون در این باره با تفرشی سحن گفته!
از چهره های شناخته شده حاضر در نشست می توان به آقای عزت الله مطهری (عزت شاهی) یکی از زندانیان با سابقه رژیم گذشته، آقای مهدی طالقانی فرزند مرحوم آیت الله طالقانی و آقای احمد سمیعی مورخ و نویسنده اشاره کرد. عزت شاهی در اظهارات کوتاه خود به نحوه عمل بازجوها و مأموران ساواک و نحوه شکنجه شدن زندانیان اشاراتی کرد.
حقانی می خواست که جلسه ۵ ساعته باشد اما پس از ۳ ساعت ، قانعی فرد به ساعتش نگاه کرد و گفت که در سفارت عراق، قرار ملاقات دارد و ناگزیر است که جلسه را ترک کند. به همین خاطر تفرشی ختم جلسه را اعلام کرد . در پایان جلسه، حقانی با اشاره به کوتاهی وقت و نپرداختن به تمامی مطالب کتاب و با توجه به اینکه اغلب شرکت کنندکان هنوز موفق به خواندن این کتاب نشده اند؛ گفت : از جمله خود بنده هنوز همه کتاب را نخوانده ام، پیشنهاد کرد نشستی دیگر برگزار گردد و آقای قانعی فرد هم باشد تا تمامی ابعاد و مطالب کتاب مورد نقد و بررسی لازم قرار گیرد.
***
عرفان قانعیفرد، متولد ۱۳۵۵ سنندج و دانش آموخته زبانشناسی، پیش از این سرگذشتنامه دوجلدی و مفصل جلال طالبانی را با نام «پس از ۶۰ سال: زندگی و خاطرات رسمی جلال طالبانی، ریاست جمهوری عراق» نوشته و برای این کار مدتی مهمان آقای طالبانی در عراق بوده است. از دیگر آثار او میتوان کتاب «تندباد حوادث» گفتوگو با عیسی پژمان، مامور ویژه شاه و ساواک در کردستان و کتاب «سیاست کردها در خاورمیانه» ترجمه کتابی از دکتر نادر انتصار، استاد علوم سیاسی دانشگاه آلاباما، را نام برد.
می توانید گزارش های دیگر این جلسه را در سایت های زیر ( قانون آنلاین، عصرایران، انتخاب و تاریخ ایرانی) بخوانید :
http://ghanoononline.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=4&Id=24414
http://www.asriran.com/fa/news/214788/روایت-مدیر-امنیت-داخلی-ساواک-پس-از-۳۳-سال
http://www.entekhab.ir/fa/news/63299
http://tarikhirani.ir/fa/news/4/bodyView/2190