http://www.armandaily.ir/index.php?option=com_phocadownload&view=category&id=221:2011-10-29-10-30-30&download=3432:2011-10-29-10-37-27

 اینکه مقامات بلند پایه سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران میزبان کردهای کنش گر در صحنه سیاسی باشند، خود از نظر سیاسی نوعی موفقیت محسوب می شود اما مشکل قضیه عقلانیت توسعه نیافته و چهره های سنتی است که گاه از قبیله گرایی به انحصارطلبی هم می کشد.

دوران تاریخ معاصر کردستان اگر از 1324 به بعد در نظر بگیریم ( که شادروان قاضی محمد تصمیم داشت در کردستان ایران در جهت رشد سیاسی کردستان قدم هایی بردارد و البته شخص شاه در دیدارش از وی چنین مساله را مطالبه کرده بود که در جهت حفظ امنیت و آسایش شمال کردستان و حتی ارومیه حکومت مرکزی را یاری دهد ) دو نوع تفکر روستایی ( توسعه نیافته) و شهری ( مدنی ) در برابر هم قرارگرفت و این تزاحم فکری مانع توسعه سیاسی کردستان شد و هنوز هم بقایای ان پابرجاست و فریب افکار عمومی، مقدس پنداری، حذف فیزیکی مخالفان، شکستن کرامت انسانی و اتهام های مشهور – مامور، جاسوس، وابسته، خائن و ... – در ادبیات سیاسی کردستان نفوذ کرد و ان شیوه قاضی محمد مهجور ماند . از وقتی که ساواک ایران طرح پیروز را اجرا کرد و دیدند که مصطفی بارزانی شخصیتی قابل اعتماد نیست اما قابل استفاده هست و از 1961 تا 1975 حمایت ساواک از حرکت کردهای عراق ادامه داشت تا دوران جنگ و انقلاب تا کویت 1991 موجب شد که به کمک ایران و نیروهای نظامی ایران دوباره این حزب رشد کند و قوام گیرد و فرزندان مصطفی بارزانی به سیاست پرداختند.

اما مروزه آنکارا و تهران و بغداد با دیدگاهی توام با تردید به مسعود بارزانی، می نگرند که بیشتر او یک فیگور محلی است تا قدرت صاحب نفوذ سیاسی . زیرا از روز نخست نفوذ و قدرت چندانی در برایر پ ک ک نداشته و ندارد و نتوانست که در این مدت – با وجود وعده هایش به ترکیه و ایران – کمترین محدودیتی برای عملیات تروریستی پ ک ک و پژاک ایجاد کند و پ ک ک را نمی تواند اخراج کند هم عدم توان در انجام این مساله و هم شک به  تعامل پنهانش با اورشلیم. شاید اگر دلسوز و مدافع منافع و مصالح اقلیم می بود، به چنین امری مبادرت می کرد، وی برای عقب راندن نیروهای حزب رقیبش از اربیل از بمباران هواپیماهای ترکیه و توپ باران تانک های عراقی سود جست و تاریخ شاهد اضمحلال هزاران کرد را در راه رسیدن وی به این شهر و نامیدن پایتخت کردستانش، بر ان بود، اما یک قدم برای عقب راندن پ ک ک و پژاک از خاک کردستان، برنداشت.

گرچه بارزانی دوران زیستن در خانه کاه گلی اش در راژان و سردشت را فراموش کرده و امروز شاهانه در کاخ های سریالی در صلاح الدین و حاج عمران اما طبعا همان دیدگاه سنتی و خود بزرگ بینی عشیره ای اش هنوز باقی است. تصورش دارد که اگر از کارت پ ک ک  و پژاک در مقابل میز گفتمان سیاسی ایران و ترکیه استفاده می کند، می تواند موقعیتش را حفظ کند اما مقامات امنیتی آنکارا و تهران و بغداد برای وعده های قبلی 2 سال گذشته او را شنیدند و بیشتر آن را نوعی خودنمایی رسانه ای و ناموجه می نامند. او در داخل جامعه کردنشین عراق چندان نفوذ و اعتباری ندارد و تنها به تبلیغات رسانه ای حزبی و نهاد امنیتی دل خوش است.

بر خلاف همه حزب های سیاسی عراق،خواستار باقی ماندن نیروهای آمریکا در این کشور بود زیرا به ساختن پایگاه نظامی آمریکا در این منطقه دل خوش است و همان استراتژی غلط 1991 را تکرار می کند که همه اپوزیسیون عراقی در اربیل جمع شدند تا زمینه فروپاشی صدام حسین را فراهم کنند، اما او نزدیک شدن به بعث را دنبال کرد و تمام تخم مرغ هایش را در سبد الاستخبارات المرکزی نهاد و اعتباری را نزد حکام فعلی عراق – که همان اپوزیسیون سابق اند – باخت. و آمریکا هم امروزه چندان باوری به اقلیم نداشته و ندارد و سال پس از جنگ خلیج فارس صرفا به خاطر کمک انسان دوستانه، خواست اقلیم کردستان به طور موقت شکل بگیرد . شاید همانگونه که برخی از مقامات نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در تعامل با پ ک ک ضعیف عمل کردند و زمینه فریب سیاسی این گروه را فراهم کردند، مقامات نظامی و امنیتی آمریکا هم نسبت به کردها، چنین باوری دارند.

و اکنون مشخص می شود، از نظر سیاسی و دیپلماسی هرگز آمریکا، به دنبال رنجاندن کشورهایی مانند ترکیه و ایران نیست و به کردها هم نه وعده استقلال و نه وعده تشکیل حکومت کردی مستقل داده اند و این تنها تبلیغات رسانه ای حزب بارزانی است که می خواهد این تفکر را ترویج کند که البته جلال طالبانی ان را خواب و خیال شاعرانه نامید اما بارزانی کسی بود که از جدایی سودان حمایت کرد و ان را نسخه مشابه کردستان نامید، اما با این تفکرات، او منافع اقلیم را با مخاطره امنیتی روبرو می کند و شاید اگر توصیه های شورای عالی امنیت ایران در 2 سال قبل را متوجه می شد امروز خاک اقلیم کردستان شاهد توپ باران توپخانه ایران و بمباران هواپیماهای ترکیه نبود. و هر دو کشور هم در رسانه های خود نام و لوگو و پرچم حکومت اقلیم کردستان عراق را به رسمیت می شناختند که چنین نیست !

بنابراین اقلیم کردستان عراق نیازمند تغییرات و پویایی است که نسل جوان کرد، این جمعیت 5 میلیونی را اداره کنند و برای اینده اش راهی دیگر و بدون از عشیره گری و تبار گماری را بپیمایند .